تولدت مبارک دخترم
دخترک سه ساله ام هنوز هم 6 خرداد می شود دردهای زایمان را حس میکنم و وقتی جشمانم را میبندم تمام لحظات به دنیا امدنت از جلوی چشمم مانند فیلم میگذرد دردهایی که با صدای گریه تو به پایان رسید و من از دیدنت ،از تحمل درد ،از شوق پدر شدن شهرام اشک میریختم و باورم نمی شد چه کرده ام ؟ من و کجا مادر شدن کجا ؟ هنوز هم آمدنت برای من یگانه است هنوز هم یاداوری دوران بارداری و زایمان برای من سخت و شیرین است هنوز هم تا حرفی از تو میزنم چشمانم پر اشک می شود بی آنکه بدانم چرا ؟ میفهمی دست خودم نیست دست خودم نیست که برای تو نگران میشوم ،زمانهایی که پیشت نیستم دلتنگ میشوم و مدام با ...


